+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 14:28  توسط ف. ه.
There are two kinds of simplicities: one beneath the complexity and one beyond it
سخت ترین چیزی که میتوان در زندگی یاد گرفت این است که از روی کدام پل باید رد شد و کدام را باید خراب کرد
در گوشه چهار دیواریم پنجره ای است که روشنی آفتاب را به درون اتاقم روزن گشوده کنون. و از آن دزدانه به باغچه همسایه سرک می کشد نگهم. و هیبت آسمان را بر من چیره می کند همه وقت. و از خاک مرا فراتر میدارد بسی. یک پنجره مرا از باد و باران و تگرگ، از غرش ازدحام کوچه ی بدبخت، از تلاوت نغمه های غریب، و از نگاه های سردرگم رهگذران ناآشنا، پوشیده می دارد. سحرگه که از خواب بر می خیزم پنجره را می گشایم و شبانگه که خواب مرا فرا می گیرد رو به پنجره بسته چشم بر هم می گذارم تا صبح.